|
فریاد ما عمل است .نه شعار
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
با عرض پوزش از تمام کاربران به زودی وبلاگ
به روز رسانی می شود.
اجرکم عندالله
کاخهای ظلم ویران می شود بر فرق ظالم
مهدی موعود . غمخوار ضعیفان خواهد آمد
سالروز ولادت یگانه منجی عالم بشریت صاحب الزمان (عج) بر تمامی عاشقان و پیروانش تبریک و تهنیت عرض می نمائیم.
آگاه باشيد كه من با دو كس در جنگم ، آنكس كه بچيزى كه ندارد ادعا كند و آنكس كه حقى را كه بعهده دارد ايفا نكند
بدانيد كه شما در روزگارى بسر ميبريد كه حق گويان اندكند و زبان از راستگوئى الكن است و ياوران حقيقت خوارند .
نفرين خدا بر آنان باد كه مردم را به نيكى فرمان ميدهند و خود از آن باز مىايستند و مردم را از بدى باز ميدارند و خود مرتكب آن مىشوند .
سوگند بخدا ، اگر اقليمهاى هفتگانه و هر چه را در زير آسمان آنهاست بمن بخشند و از من بخواهند كه پوست جوى بنافرمانى خداى از دهان مورچهاى برگيرم ، چنين نخواهم كرد .
مدیران محترم وبلاگ و سایت های مذهبی شما می توانید با ثبت وبلاگ و سایت خود در لینک باکس منتظران ظهور گامی برای اتحاد و همدلی وبلاگ و سایت های مذهبی در جهت زمینه سازی ظهور صاحب الزمان (ع) بردارید.
نشانی :http://yamahdi1.blogfa.com/
آرى ، چه سختىها كه طبيبان الهى ( انبياء و مرسلين و ائمه معصومين عليهم السلام و حكماء و عرفاى راستين ) در معالجه بيمارىهاى روانى انسانها متحمل شدهاند .
كوشش و تلاش آن صاحبان رسالت جز اين نبود كه انسانها را هم از تندرستى جسمانى و هم از صحت و سلامت روانى برخوردار بسازند و سپس آنان را در مسير حيات معقول قرار بدهند . آيا با وجود آن طبيبان الهى و طبيبى مانند امير المؤمنين عليه السلام براى تبهكاران و منحرفان از جاده حق و حقيقت عذرى براى ادامه بيمارى جهل و حماقت و زندگى مختل باقى مانده است ؟
آن بيماران خود آزار چه مىگويند ؟ آيا بيمارى خود را نميدانند ؟ يا بيمارى خود را مىدانند ، ولى چگونگى آنرا نميشناسند ؟ آيا آنان هم بيمارى خود را مىدانند و هم چگونگى آنرا ، ولى نميدانند كه بايد به طبيب مراجعه كنند ؟ آيا همه اينها را ميدانند .
ولى طبيبى يا اطبائى براى دردهاى خود پيدا نكردهاند ؟ بسيار بعيد بنظر مىرسد كه همه آن مردم پست و سست عنصر سئوالات فوق را پاسخ منفى بگويند ، زيرا آنان ( قسمت آگاه و صاحبان عقل و درايت آن مردم ) ميدانستند ، چنانكه مردم آگاه امروز هم مىدانند كه بيمارند و چگونگى آنرا هم ميشناسند و همه آنان ميدانند كه براى بيمارى آنان ، طبيب بلكه اطبائى وجود دارد و مىدانند كه همواره طبيبى در دسترس دارند كه ميتوانند بآن مراجعه نمايند . آيا آدمى با برخوردارى از طبيب درونى كه حد معتدل عقل و وجدان است ، ميتواند به بيمارى خود ادامه بدهد ؟ ممكن است اين سئوال مهم بنظر برسد كه چگونه ممكن است آدمى با علم به بيمارى خود ، در صدد معالجه آن برنيايد ؟ پاسخ اين سئوال چنين است كه :
« هر اندازه آزادى اراده انسان در بوجود آمدن بيمارى روانى يا ادامه آن بيشتر دخالت داشته باشد ، كمتر احساس بيمارى ميكند و اگر هم احساس بيمارى داشته باشد ، خود را نيازمند طبيب نميداند » .
زيرا لازمه دخالت اراده آزاد انسان در پذيرش يك بيمارى روانى يا ادامه آن ،
تصديق شايستگى آن بيمارى [ يا بلا مانع بودن آن ] است براى روان . بعنوان مثال :
دروغ گويى با نظر به حقيقت آن ، كه عبارتست از منعكس كردن خلاف آنچه در مغز ثبت شده است ، قطعا نوعى بيمارى است كه مخفى بودن اثر ناهنجار آن ، موجب بىاعتنائى به آن حركت ضد واقعيت ميشود كه مغز در حال دروغگويى انجام ميدهد ،
[ يا عوامل مغزى بفرماندهى من آنرا انجام ميدهند ] اين بىاعتنائى نمايانگر آن است كه سخن دروغ با آگاهى و سلطه انسان به دو قطب مثبت و منفى ( گفتن و نگفتن ) آن سخن صادر مىگردد و اينست معناى آزادى . در نتيجه خود شخصيت تحت تأثير بيمارى قرار گرفته رفتارهاى بيمار گونه را توجيه مينمايد . 17 ، 24 أين القوم الّذين دعوا إلى الإسلام فقبلوه ، و قرؤوا القرآن فأحكموه ،
و هيجوا إلى الجهاد فولهواوله اللّقاح إلى أولادها ، و سلبوا السّيوف أغمادها ، و أخذوا بأطراف الأرض زحفا زحفا ، و صفّا صفّا . بعض هلك و بعض نجا . لا يبشّرون بالأحياء و لا يعزّون عن الموتى ( كجا رفتند آن قومى كه دعوت به اسلام شدند ، آنرا پذيرفتند . قرآن را خواندند و با كمال قدرت و استقامت به آن عمل كردند . به جهاد با دشمنان تحريك شدند ،
همانند شتران شيرده به فرزندانشان به هيجان در آمدند . شمشيرها از نيامها كشيدند [ و در راه اشاعه اسلام دور زمين را دسته دسته و صف صف بر مردم احاطه نمودند .
بعضى از آنان رفتند و برخى ديگر زنده ماندند . آنان نه از زندگان بشارتى در مىيابند و نه درباره مردگان تسليتى داده ميشوند ) .
كسيكه بتو گمان نيك برد گمانش را تصديق كن .
هرگز به سخنى كه از دهان كسى خارج شده و تو احتمال نيكى در آن ميدهى ، گمان بد مبر .
بدحالترين مردم كسى است كه بخاطر بدگمانى خود ، به هيچكس اطمينان ندارد و ديگران نيز بخاطر بدرفتارى وى به او اعتماد ندارند .
اين از دادگرى نيست كه بر شخص مورد اعتماد با بدگمانى قضاوت شود .
بدگمانى ، دلها را بيمار و شخص امين را متهم و مأنوس را وحشتزده ، و دوستى برادران را دگرگون مىكند .
پاداش جهاد كنندهاى كه در راه خدا شهيد شده ، بيشتر نيست از كسى كه توانائى دارد و پاكدامنى به كار ميبرد . نزديك است پاكدامن فرشتهاى از فرشتگان گردد .
بخشش ، ذكات پيروزى است .
سزاوارترين مردم به گذشت ، كسى است كه در كيفر رساندن از همه تواناتر باشد .
عورت برادرت را بپوشان و از لغزش دوستت بگذر .
بر تو باد كه در تمام كارهاى خود راست بگويى .
هيچ كار زشتى بدتر از دروغ نيست .
دروغگو با اينكه در امان است خود را مىترساند .
نشانهى ايمان آن است كه راستى را آنجا كه بتو زيان مىرساند ،
بر دروغ جائيكه براى تو سودمند است ، ترجيح بدهى .
از دروغ دورى كنيد ، زيرا راستگو مشرف به نجات و عزت است و دروغگو بر پرتگاه هلاكت قرار دارد .
دروغگو با مرده يكسان است ، زيرا برترى زنده بر مرده بواسطهى اطمينان به او است ، پس اگر سخن وى مورد اعتماد نبود ، حياتش بىاثر است .
اگر راستگو باشى ترا پاداش مىدهيم و اگر دروغگو باشى ترا كيفر خواهيم كرد .
دروغ جدى و شوخى روا نيست ، و براى هيچيك از شما شايسته نيست به كودك خود وعدهاى بدهد و به وعدهاش وفا نكند .
دروغ آدمى را به سوى گناه رهبرى مىكند.
نوف بكالى مىگويد : شبى امير المؤمنين « ع » را ديدم كه از بسترش بيرون آمد و به ستارگان نگاه كرد و بمن گفت : اى نوف خوابى يا بيدار ؟ گفتم بيدار . فرمود :
خوشا بحال پارسايان در دنيا كه به آخرت دل بستهاند . آنان گروهى هستند كه زمين را فرش و خاك آن را بستر و آب آن را گوارا قرار
دادهاند و قرآن را پيراهن ، و دعا را روپوش خود گرفتهاند . پس به روش مسيح ، دنيا را از خود جدا ساختهاند داود « ع » در مثل چنين ساعتى از شب برخاست و گفت : اين ساعتى است كه هر بندهاى در آن دعا كند دعايش مستجاب مىشود مگر آنكه باجگير يا جاسوس باشد
| |||||||||||||||||
به سخن ديگرى از على « ع » توجه كنيد من شما را براى خدا مىخواهم و شما مرا براى خود مىخواهيد اى مردم ، مرا بر زيان خود كمك دهيد . بخدا قسم با ستمديده از روى عدالت رفتار مىكنم و حق او را از ستمگر مىگيرم و ستمكار را با
حلقهى بينىاش مىكشم تا او را بسر چشمه حق وارد سازم اگر چه از آن كراهت داشته باشد