|
فریاد ما عمل است .نه شعار
|
کاخهای ظلم ویران می شود بر فرق ظالم
مهدی موعود . غمخوار ضعیفان خواهد آمد
سالروز ولادت یگانه منجی عالم بشریت صاحب الزمان (عج) بر تمامی عاشقان و پیروانش تبریک و تهنیت عرض می نمائیم.
آگاه باشيد كه من با دو كس در جنگم ، آنكس كه بچيزى كه ندارد ادعا كند و آنكس كه حقى را كه بعهده دارد ايفا نكند
بدانيد كه شما در روزگارى بسر ميبريد كه حق گويان اندكند و زبان از راستگوئى الكن است و ياوران حقيقت خوارند .
نفرين خدا بر آنان باد كه مردم را به نيكى فرمان ميدهند و خود از آن باز مىايستند و مردم را از بدى باز ميدارند و خود مرتكب آن مىشوند .
سوگند بخدا ، اگر اقليمهاى هفتگانه و هر چه را در زير آسمان آنهاست بمن بخشند و از من بخواهند كه پوست جوى بنافرمانى خداى از دهان مورچهاى برگيرم ، چنين نخواهم كرد .
مدیران محترم وبلاگ و سایت های مذهبی شما می توانید با ثبت وبلاگ و سایت خود در لینک باکس منتظران ظهور گامی برای اتحاد و همدلی وبلاگ و سایت های مذهبی در جهت زمینه سازی ظهور صاحب الزمان (ع) بردارید.
نشانی :http://yamahdi1.blogfa.com/
آرى ، چه سختىها كه طبيبان الهى ( انبياء و مرسلين و ائمه معصومين عليهم السلام و حكماء و عرفاى راستين ) در معالجه بيمارىهاى روانى انسانها متحمل شدهاند .
كوشش و تلاش آن صاحبان رسالت جز اين نبود كه انسانها را هم از تندرستى جسمانى و هم از صحت و سلامت روانى برخوردار بسازند و سپس آنان را در مسير حيات معقول قرار بدهند . آيا با وجود آن طبيبان الهى و طبيبى مانند امير المؤمنين عليه السلام براى تبهكاران و منحرفان از جاده حق و حقيقت عذرى براى ادامه بيمارى جهل و حماقت و زندگى مختل باقى مانده است ؟
آن بيماران خود آزار چه مىگويند ؟ آيا بيمارى خود را نميدانند ؟ يا بيمارى خود را مىدانند ، ولى چگونگى آنرا نميشناسند ؟ آيا آنان هم بيمارى خود را مىدانند و هم چگونگى آنرا ، ولى نميدانند كه بايد به طبيب مراجعه كنند ؟ آيا همه اينها را ميدانند .
ولى طبيبى يا اطبائى براى دردهاى خود پيدا نكردهاند ؟ بسيار بعيد بنظر مىرسد كه همه آن مردم پست و سست عنصر سئوالات فوق را پاسخ منفى بگويند ، زيرا آنان ( قسمت آگاه و صاحبان عقل و درايت آن مردم ) ميدانستند ، چنانكه مردم آگاه امروز هم مىدانند كه بيمارند و چگونگى آنرا هم ميشناسند و همه آنان ميدانند كه براى بيمارى آنان ، طبيب بلكه اطبائى وجود دارد و مىدانند كه همواره طبيبى در دسترس دارند كه ميتوانند بآن مراجعه نمايند . آيا آدمى با برخوردارى از طبيب درونى كه حد معتدل عقل و وجدان است ، ميتواند به بيمارى خود ادامه بدهد ؟ ممكن است اين سئوال مهم بنظر برسد كه چگونه ممكن است آدمى با علم به بيمارى خود ، در صدد معالجه آن برنيايد ؟ پاسخ اين سئوال چنين است كه :
« هر اندازه آزادى اراده انسان در بوجود آمدن بيمارى روانى يا ادامه آن بيشتر دخالت داشته باشد ، كمتر احساس بيمارى ميكند و اگر هم احساس بيمارى داشته باشد ، خود را نيازمند طبيب نميداند » .
زيرا لازمه دخالت اراده آزاد انسان در پذيرش يك بيمارى روانى يا ادامه آن ،
تصديق شايستگى آن بيمارى [ يا بلا مانع بودن آن ] است براى روان . بعنوان مثال :
دروغ گويى با نظر به حقيقت آن ، كه عبارتست از منعكس كردن خلاف آنچه در مغز ثبت شده است ، قطعا نوعى بيمارى است كه مخفى بودن اثر ناهنجار آن ، موجب بىاعتنائى به آن حركت ضد واقعيت ميشود كه مغز در حال دروغگويى انجام ميدهد ،
[ يا عوامل مغزى بفرماندهى من آنرا انجام ميدهند ] اين بىاعتنائى نمايانگر آن است كه سخن دروغ با آگاهى و سلطه انسان به دو قطب مثبت و منفى ( گفتن و نگفتن ) آن سخن صادر مىگردد و اينست معناى آزادى . در نتيجه خود شخصيت تحت تأثير بيمارى قرار گرفته رفتارهاى بيمار گونه را توجيه مينمايد . 17 ، 24 أين القوم الّذين دعوا إلى الإسلام فقبلوه ، و قرؤوا القرآن فأحكموه ،
و هيجوا إلى الجهاد فولهواوله اللّقاح إلى أولادها ، و سلبوا السّيوف أغمادها ، و أخذوا بأطراف الأرض زحفا زحفا ، و صفّا صفّا . بعض هلك و بعض نجا . لا يبشّرون بالأحياء و لا يعزّون عن الموتى ( كجا رفتند آن قومى كه دعوت به اسلام شدند ، آنرا پذيرفتند . قرآن را خواندند و با كمال قدرت و استقامت به آن عمل كردند . به جهاد با دشمنان تحريك شدند ،
همانند شتران شيرده به فرزندانشان به هيجان در آمدند . شمشيرها از نيامها كشيدند [ و در راه اشاعه اسلام دور زمين را دسته دسته و صف صف بر مردم احاطه نمودند .
بعضى از آنان رفتند و برخى ديگر زنده ماندند . آنان نه از زندگان بشارتى در مىيابند و نه درباره مردگان تسليتى داده ميشوند ) .
كسيكه بتو گمان نيك برد گمانش را تصديق كن .
هرگز به سخنى كه از دهان كسى خارج شده و تو احتمال نيكى در آن ميدهى ، گمان بد مبر .
بدحالترين مردم كسى است كه بخاطر بدگمانى خود ، به هيچكس اطمينان ندارد و ديگران نيز بخاطر بدرفتارى وى به او اعتماد ندارند .
اين از دادگرى نيست كه بر شخص مورد اعتماد با بدگمانى قضاوت شود .
بدگمانى ، دلها را بيمار و شخص امين را متهم و مأنوس را وحشتزده ، و دوستى برادران را دگرگون مىكند .
پاداش جهاد كنندهاى كه در راه خدا شهيد شده ، بيشتر نيست از كسى كه توانائى دارد و پاكدامنى به كار ميبرد . نزديك است پاكدامن فرشتهاى از فرشتگان گردد .
بخشش ، ذكات پيروزى است .
سزاوارترين مردم به گذشت ، كسى است كه در كيفر رساندن از همه تواناتر باشد .
عورت برادرت را بپوشان و از لغزش دوستت بگذر .
بر تو باد كه در تمام كارهاى خود راست بگويى .
هيچ كار زشتى بدتر از دروغ نيست .
دروغگو با اينكه در امان است خود را مىترساند .
نشانهى ايمان آن است كه راستى را آنجا كه بتو زيان مىرساند ،
بر دروغ جائيكه براى تو سودمند است ، ترجيح بدهى .
از دروغ دورى كنيد ، زيرا راستگو مشرف به نجات و عزت است و دروغگو بر پرتگاه هلاكت قرار دارد .
دروغگو با مرده يكسان است ، زيرا برترى زنده بر مرده بواسطهى اطمينان به او است ، پس اگر سخن وى مورد اعتماد نبود ، حياتش بىاثر است .
اگر راستگو باشى ترا پاداش مىدهيم و اگر دروغگو باشى ترا كيفر خواهيم كرد .
دروغ جدى و شوخى روا نيست ، و براى هيچيك از شما شايسته نيست به كودك خود وعدهاى بدهد و به وعدهاش وفا نكند .
دروغ آدمى را به سوى گناه رهبرى مىكند.
نوف بكالى مىگويد : شبى امير المؤمنين « ع » را ديدم كه از بسترش بيرون آمد و به ستارگان نگاه كرد و بمن گفت : اى نوف خوابى يا بيدار ؟ گفتم بيدار . فرمود :
خوشا بحال پارسايان در دنيا كه به آخرت دل بستهاند . آنان گروهى هستند كه زمين را فرش و خاك آن را بستر و آب آن را گوارا قرار
دادهاند و قرآن را پيراهن ، و دعا را روپوش خود گرفتهاند . پس به روش مسيح ، دنيا را از خود جدا ساختهاند داود « ع » در مثل چنين ساعتى از شب برخاست و گفت : اين ساعتى است كه هر بندهاى در آن دعا كند دعايش مستجاب مىشود مگر آنكه باجگير يا جاسوس باشد
| |||||||||||||||||
به سخن ديگرى از على « ع » توجه كنيد من شما را براى خدا مىخواهم و شما مرا براى خود مىخواهيد اى مردم ، مرا بر زيان خود كمك دهيد . بخدا قسم با ستمديده از روى عدالت رفتار مىكنم و حق او را از ستمگر مىگيرم و ستمكار را با
حلقهى بينىاش مىكشم تا او را بسر چشمه حق وارد سازم اگر چه از آن كراهت داشته باشد
سخن زيباى على « ع » در معنى عبادت :
گروهى خدا را بر اساس آرزو و پرستش مىكنند و اين عبادت بازرگانان است و گروهى خدا را از روى ترس عبادت مىنمايند و اين عبادت بردگان است . و گروهى خدا را از روى سپاسگزارى بندگى مىكنند و اين پرستش آزادگان است